نمازم تمام شد. دوستی در کنار من نشسته بود. او به آرامی به سمت من آمد و با رعایت تمام بندهای امر به معروف و نهی از منکر از جمله بیان تذکر در خفا ، لحن لیّن و به صورت پرسشی به نحوی که من احساس تحقیر و تخفیف نکنم به من تذکری داد، بدین مضمون که هنگام سجده باید فاصله سجده گاه تا کشکک زانو به اندازه مرفق تا کف دست باشد. شاید درست می گفت و نمازهای تک و توکِ هر از گاهی من هم به واسطه عدم رعایت فواصل متناسب مرفق تا دیگر نقاط بدنم مقبول درگاه حق تعالی قرار نگیرد. نکته ای که باید آن را به این شکل تکمیل کرد که حکم علمای اسلام این است که اگر کسی توانایی یادگیری اعمال واجب را داشته باشد و در این کار تعلل ورزد گناه کرده و اگر بداند و انجام ندهد فلان بلا در آخرت بر سرش می آید و سرکش هست و فلان هست و بهمان هست و ... . انسان می ترسد نکند بروم آنجا بگویند تو اگر نماز نمی خواندی 10 نمره منفی می گرفتی ولی اینجا به سبک محاسبه دیه به خاطر اشتباهات متعدد در جاهای مختلف نماز سر جمع به ازای هر نماز 15 نمره منفی می گیری. در دلم خندیدم . نه از آن جوان خوش قلب سلیم النفس، نمی دانم از چه، شاید یک لحظه کار از گریه گذشت و من تنها کاری که توانستم بکنم خندیدن بود.
من انسان ضد دینی نیستم اتفاقا به دین خوش بین هم هستم به نماز خودم نگاه کردم از نماز چه چیزی می خواهم؟ نماز را من به صورت یک عبادت صمیمی می شناسم، جملاتی که بر زبان می آوریم یک مانیفست فکری است که برای به اصطلاح "تذکر" هر روز تکرار می شوند، می گوید: خدا بزرگتر از هر چیزی است یکی است بی نیاز است یاری گر است شایسته شکرگزاری است پاک است مهربان است و در وسط هایش یادآوری روز حسابرسی است. و قبل و بعدش هر چه می خواهی بگو. یک سری مسائل را که واجب است رعایت کن و با خدا راحت باش می توانی بعدش هر چیزی که می خواهی طلب کنی و از این چیزها.
تعریف من از دین این است که خوب باش و یک چند تا از کارها را بکن و چند تا از کارها را نکن و بقیه اش آدم باش.
این دین خودمان بود.
اما دین خودشان خیلی سخت است. پر از نکات کنکوری ظریف است، اگر به دین خودشان درآییم باید حجیت عقل خود را بی خیال شویم و اهل حدیث گردیم تا با افکار و اعمال پیشوایان دین البته به نقل از علمای اعلام آشنا گردیم، بنابراین مطالعه بسیار و شنیدن منابر پر شمار و اعتماد بی حصر به عالمان دین بسیار ضروری می نماید. از بیت الخلا تا اهل بیت، همگی احکام میلیمتری دارند که عدول از آنها در محدوده ای قرار می گیرد که ما را مشمول و مستوجب خشم خدا تا مسلوب التوفیق می گرداند و اگر آنها را به واحد درسی تبدیل کنند احتمالا برای مثلا نماز خواندن باید گواهی نامه ای در حد کارشناسی بگیریم. و نماز بدون گواهی نامه همان قدر ایجاد خسران اخروی می کند که رانندگی بدون گواهینامه در خیابان ایجاد خسران دنیوی.
به نظرم می آید یک چیزی این وسط اشتباه شده است یا دین یا متدین یکی دارد اشتباه می گوید.
اما از آنجا که من یک آدم معمولی با فکری ضعیف هستم در کار بزرگان دخالت نمی کنم و به من چه که متدین مشکل دارد یا دین، من همان طور که بلدم نمازهایم را می خوانم، مرفق و اندازه گیری اش را به صاحبان علم می سپارم در عوض سعی می کنم کمتر دروغ بگویم تا کم کاری ام در این فقره جبران شود به خدا مخم کشش این همه تدین را ندارد.
محکمه...ما را در سایت محکمه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146