دیوار رضایت

خرید بک لینک

در خیابان نجات الهی که در تقاطع آن وزارت کشاورزی و در داخل آن ساختمان هایی از وزارت نفت قرار دارد، داشتم قدم می زدم . در کنار خیابان زنی را دیدم که قبلا هم چندین بار از کنارش عبور کرده بودم و او هر بار جوراب هایش را با حالت تضرع به من عرضه کرده بود. کاملا عیان هست که او حتی به چهره من نگاه هم نمی کند و اگر هم نگاه می کند به قصد دیدن من نیست چرا که ساعتی پیش هم با همین حالت از کنار او رد شده بودم و اکر می خواستم چیزی بخرم خریده بودم اما اساسا او نگاه می کرد اما من را نمی دید او یک رهگذر که هویتی بی اهمیت داشت را نگاه می کرد و تنها بُعد رهگذری من است که برای او مهم است. با خودم می اندیشیدم که چه زن احمقی می توانست حداقل به چهره ها نگاه کند تا یک تقاضا را دو بار از یک نفر نداشته باشد. لحظه ای بعد به خودم آمدم و گفتم چهره زن چطور بود، مگر من هم به او نگاه نکرده بودم از کجا معلوم که آن زن اولی جایش را به یک زن جدید نداده باشد.اول تاسف خوردم که چقدر آدم ها برای ما بی اهمیتند، بعد خنده ام گرفت از آن خنده هایی که در صورت آدم یک تغییر لحظه ای ایجاد می کند که اگر کسی از بیرون به انسان نگاه کند احتمالا یکی از اولین قضاوت هایش دیوانگی مردم این شهر بزرگ است. فروشنده یک مغازه بزرگ صنایع دستی که شاید هم فرزند جوان مالک آن فروشگاه بود، با یک نگاه عاقل اندر سفیه لبخند مرا از لبانم زدود و سبب شد که سعی کنم دوباره عاقل جلوه کنم تا مبادا از زیر تظاهراتم، من واقعیم جلوه کند. دوباره به خودم آمدم من نگاه جوان را دیدم ولی چهره اش را نه درباره اش قضاوت هم کردم اما حقیقتا چهره اش را ندیدم یعنی با صراحت می توانم بگویم حداقل از روی چهره اش قضاوتش نکرده ام. اینبار لبخند نزدم. اگر او از حال و روز من با خبر بود چه بسا تاسفی که من برای آن زن خوردم را برای من می خورد و شاید هم خورد اما قضاوت او چندان مهم نیست او یک بچه پولدار است اما من انسان تحصیل کرده ای هستم ان شاء الله که او دیپلم است این تصور دوست داشتنی من است، احتمالا این سد ناشی از این است که ما خودمان را نباید ببازیم پس اهمیت دیگران را کاهش می دهیم تا مبادا خودمان را با آنها مقایسه کنیم داخل یک دیوار رضایتمندی زندگی می کنیم تا مبادا غفلت خود خواسته مان به آگاهی تبدیل شود و ما را ناچار به حرکت و یا یأس کند.

این حس را یک جای دیگر هم انسان تجربه می کند وقتی که مثلا یک چادر مسافرتی داریم و با اینکه می دانیم که این چادر چندان تغییری در حال ما ایجاد نمی کند و نه سرما را از ما دور می کند و نه امنیت را زیاد، با این حال زمانی که درون چادریم احساسی به مراتب بهتر داریم.

دیوار رضایت هم احتمالا همین است .

محکمه...

ما را در سایت محکمه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: شنبه 14 ارديبهشت 1398 ساعت: 16:44

صفحه بندی